واژه جو

ناگاهیان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناگاهیان . (ق مرکب ) ناگهان : گذر کرد از آن سوی خرگاهیان به تاتار زد خیمه ناگاهیان . اسدی (گرشاسب نامه ).

معنی ناگاهیان | واژه جو