ناگهانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگهانی . [ گ َ ] (ص نسبی ) فجائی . بی مقدمه . سریع. (یادداشت بخط مؤلف ). - بلای ناگهانی ؛ بلائی که بی خبر و یک دفعه روی دهد. (ناظم الاطباء). - مرگ ناگهانه و ناگهانی ؛ مرگ مفاجاة. (ناظم الاطباء) : می چاره ٔ مرگ ناگهانی است سرمایه ٔ عمر جاودانی است . واله اصفهانی . جان کندن تدریجی خود را آخر تبدیل به مرگ ناگهانی کردیم . فرخی یزدی .