ناگهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگهی . [ گ َ ] (ق مرکب ) ناگاه . ناگهان . ناگه . دفعةً : برآمد ز من ناله ای ناگهی کز اندیشه پر گشتم از خود تهی . نظامی . ناگهی بادی برآمد مشکبار از پیش و از پس برقع صورت ز پیش روی جانان برگرفت . عطار. ناگهی باد صبا آید واین رونق و آب که تو می بینی از این گلبن خوشبو برود. سعدی .