ناگواریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگواریدن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) هضم ناشدن . به تحلیل نرفتن . مقابل گواریدن . - ناگواریدن طعام ؛ وخم . وخام : از افراط طمث بیماری ها و آفت های بسیارتولید کند، چون ناگواریدن طعام و آرزو ناکردن . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ◄ ناگوالیدن . شکافته شدن پوست از شدت سرما و یا گرما. ◄ ترکیدن لب . (ناظم الاطباء). ◄ زرد شدن گیاه از خشکی و نرسیدن آب . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ).