ناگواری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناگواری . [ گ ُ ] (حامص مرکب ) ناگوار بودن . ناگوار شدن . دژگواری . وخامت . ◄ نامطبوعی . تحمل ناپذیری . تلخی : با کمال ناگواری ها گوارا کرده است محنت امروز را اندیشه ٔ فردای من . صائب . ◄ امتلاء. سنگینی معده . تخمه . ◄ بدهضمی . - ناگواری طعام ؛ برده .کظه . عسیرالهضم بودن آن .