نایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نایی . (اِخ ) ملا محبعلی نی نواز هروی . از شاعران قرن دهم هجری است . به روایت سام میرزا صفوی، وی خطی خوش داشته و در نی زدن ماهر بوده «اما بسیار بی پروا و لوند و خوش طبع و ظریف است ». از اوست : نیست غیر از بلا سرایت عشق زَاول عشق تا نهایت عشق آه مجنون عشق پیشه کجاست تا برم پیش او شکایت عشق . (از تحفه ٔ سامی ص ٨٤).
نایی . (ص نسبی ) نی نواز. (آنندراج ). نی زننده . نی نوازنده . (ناظم الاطباء) : یک دست تو با زلف و دگر دست تو با جام یک گوش به چنگی و دگر گوش به نایی . منوچهری . آن یکی نایی که نی خوش میزده ست ناگهان از مقعدش بادی بجست . مولوی . ای باده فروش من سرمایه ٔ جوش من ای از تو خروش من، من نایم و تو نایی . ؟ ◄ نبات و شکر مصفا. (ناظم الاطباء).