ندیمه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ندیمة. [ ن َ م َ ] (ع ص، اِ) حریف شراب . همنشین بزرگان . (منتهی الارب ). تأنیث ندیم . رجوع به ندیم شود. ج، نِدام .
ندیمه . [ ن َ م َ / م ِ ] (از ع، ص، اِ) ندیمة. رجوع به ندیمة و ندیم شود. ◄ در اصطلاح درباریان، زنی که مصاحب و همراه و همراز ملکه یا دیگر زنان برجسته ٔ دربار است .