نذیرالعریان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نذیرالعریان . [ ن َرُل ْ ع ُرْ ] (اِخ ) (الَ ...) مردی بود از بنی خثعم، روز ذی الخلصة، عوف بن عامر بر وی حمله کرد و دست وی ودست زن وی برید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
نذیرالعریان . [ ن َ رُل ْع ُرْ ] (ع اِ مرکب ) (الَ ...) هر ترساننده ٔ به حق، بدان جهت که چون مردی خواهد که قوم خود را ترساند و بیم کند برهنه گردد و به جامه اشارت کند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).