نردی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نردی . [ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب به نرد. رجوع به نرد شود. - عظم نردی ؛ استخوانی که کنار استخوان پاشنه به آن پیوسته است و آن شش پهلو دارد مانند کعبتین نرد. رجوع به تشریح میرزاعلی ص ١٥٤ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نردی . [ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب به نرد. رجوع به نرد شود. - عظم نردی ؛ استخوانی که کنار استخوان پاشنه به آن پیوسته است و آن شش پهلو دارد مانند کعبتین نرد. رجوع به تشریح میرزاعلی ص ١٥٤ شود.