نزدیکی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ) (حامص.) نسبت، خویشاوندی.مترادفها و واژههای مرتبطبستگی، قرابت، قرب، ولامجاورت، همسایگیجماع، مجامعت، وطی ≠ بیگانگی، دوریواژه قبلی: نزدیکواژه بعدی: نزدیکی کردن