نزد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نَ) (حراض.) نزدیک، پیش.مترادفها و واژههای مرتبطبرابر، پیش، پیش، جلو، حضور، درحضور، روبرو، زی، عند، مقابل، نزدیکواژه قبلی: نزاکتواژه بعدی: نزدیک