نزور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نزور. [ ن ُ ] (ع مص ) نَزْر. نَزارة. نُزورة. (منتهی الارب ). رجوع به نَزْر شود. ◄ (ص، اِ) ج ِ نَزِرَة، به معنی زن کم شیر یا کم فرزند. (از المنجد).
نزور. [ ن َ ] (ع ص ) زن کم فرزند یا کم شیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). نَزِرَة. (ازالمنجد). زن اندک زاینده . (دهار). اندک فرزند. (مهذب الاسماء). ◄ اندک سخن . (از المنجد) (از اقرب الموارد). قلیل الکلام که سخن نگوید تا بدو اصرار کنند. (از اقرب الموارد). ◄ هرچه کم گردد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از المنجد). هر چیزی که کاهش پذیرد و کم شود. (از اقرب الموارد). ◄ شترماده ای که به کراهت و ستم گشنی پذیرد. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ فرس نزور؛ بطیئةاللقاح . (ذیل اقرب الموارد). ◄ ناقه ٔ بچه مرده که بر بچه ٔ دیگر مهربان ساخته باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ناقه ای که بچه اش مرده باشد و او شتربچه ٔ دیگری را شیر بدهد و شیرش از پستان به کندی و کمی آید. (از اقرب الموارد). ج، نُزُر .