نسابت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نسابت . [ ن َ ب َ ] (ع اِمص ) نسابة. خویشاوندی . پیوند : نسب افریدون بدین نسابت کی یاد کرده آمد بیشترین نسابة و اصحاب تواریخ درنیافته اند. (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ١١). رجوع به نسابة شود.
نسابت . [ ن َس ْ سا ب َ ] (ع ص، اِ) نَسّابة : در نام و عدد ایشان میان تواریخیان و نسابت خلاف بسیار است . (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ١٦). در نسب این اشک میان نسابت خلاف است . (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ٥٩). رجوع به نَسّابة شود.