نسبتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نسبتی . [ ن ِ ب َ ] (اِخ ) شاه محمدصالح تهانیسری، متخلص به نسبتی . از پارسی گویان هند است و به روایت مؤلف تذکره ٔ نتایج الافکار در قصبه ٔ تهانیسر از ولایت پنجاب اقامت و تکیه ای داشته و دعوت شاهزاده داراشکوه را به ترک عزلت وقبول ملازمت نپذیرفته، دیوانی قریب پانزده هزار بیت داشته و به سال ١١٠٠ هَ . ق . درگذشته است . او راست : هم ز دل دزدیده صبر و هم دل دیوانه را دزد ما با خانه می دزدد متاع خانه را. ما را چو خس و خار معین وطنی نیست بر هر سر خاکی که فتادیم وطن شد. نسبتی دل به درد معتبر است لاله با داغ آبرو دارد. رجوع به تذکره ٔ نصرآبادی ص ٤٤٨، تذکره ٔ حسینی ص ٣٥١، کلمات الشعراء سرخوش ص ١١٨، سفینه ٔ خوشگو ذیل حرف «ن »، تذکره ٔ نتایج الافکار ص ٧٢٠ و روز روشن ص ٦٩٢ شود.
نسبتی . [ ن ِ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب . متعلق به نسبت . ◄ برادرزن . (از ناظم الاطباء).