نسبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نسبة. [ ن ِ / ن ُ ب َ ] (ع اِمص، اِ) نژاد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). نسبت . رجوع به نسبت شود. ◄ خویشی . خویشی پدری خاصةً. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). خویشی پدری یا خویشی پدری و مادری هر دو. (ناظم الاطباء). رجوع به نسبت شود. ◄ علاقه . پیوستگی . (از ناظم الاطباء). ج، نِسَب، نُسَب . ◄ برقرار شدن رابطه میان دو چیز. ایقاع التعلق بین الشیئین . (تعریفات ).
نسبة. [ ن ِ ب َ ] (ع مص ) نَسَب . رجوع به نَسَب شود.
نسبه . [ ن ِ ب َه ْ ](اِ) نسپه . (از برهان قاطع). رجوع به نِسپُه شود.