واژه جو

نسمیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نسمیل . [ ن َ ] (ص ) سزاوار. لایق . شایسته . قابل . (ناظم الاطباء) (شعوری ج ٢ ص ٣٨٨). ◄ آنکه منزل و مسکن معینی ندارد. (ناظم الاطباء).

معنی نسمیل | واژه جو