نشان کرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشان کرده . [ ن ِ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) علامت گذاشته شده . علامتی که برای تعیین مرز و سرحد می گذارند : همی راند با لشکر رزم ساز که پیکار جوید ابا خوشنواز نشانی که بهرام یل کرده بود ز پستی بلندی برآورده بود نوشته یکی عهد شاهنشهان که از ترک و ایرانیان در جهان کسی ز این نشان هیچ برنگذرد... چو پیروز شیر اوژن آنجا رسید نشان کرده ٔ شاه ایران بدید. فردوسی . ◄ نام زد کرده . دختری که او را نشان کرده اند.