نشانه شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشانه شدن . [ ن ِ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) هدف شدن . هدف واقع شدن . - نشانه ٔ تیر بلا شدن ؛ آماج بلا و مصائب شدن . ◄ انگشت نما شدن . عَلَم شدن . مشارٌ بالبنان گشتن : چو مه نشانه شد اندر سفر مسلمانان نشانه پله ٔ من از سفر که می آرد. میرحسن دهلوی (از آنندراج ).