نشانه گاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشانه گاه . [ ن ِ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) آماج . هدف . آماجگاه : در زخم چنین نشانه گاهی سالیت نشسته گیر و ماهی . نظامی . او گرچه نشانه گاه درد است آخر نه چو من زن است مرد است . نظامی (لیلی و مجنون چ دستگردی ص ١٨٤). ◄ جای معهود : حالی که بیاوری ز راهش بنشان به فلان نشانه گاهش . نظامی . ◄ مصداق . - نشانه گاه چیزی بودن ؛ به آن معروف و متصف بودن : زن چیست نشانه گاه نیرنگ در ظاهر صلح و درنهان جنگ . نظامی . و اکنون که نشانه گاه جودم تا باز عدم شود وجودم . نظامی .