نشانی دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشانی دادن . [ ن ِ دَ ] (مص مرکب ) سراغ دادن . (یادداشت مؤلف ). راه نمودن . دلالت کردن . آدرس دادن . علامت دادن : نشانی دهیدم سوی کیقباد کسی کز شما دارد او را بیاد. فردوسی . دادمت نشانی به سوی خانه ٔ حکمت سرّ است نهان دارش از مرد سبکسار. ناصرخسرو (دیوان چ دانشگاه ص ٣٨٠). هرگاه که اندر بیماری هاءِ سینه نفث پخته بیکبار بسیار برآیدبر دو حال نیک نشانی دهد یکی ریختگی ماده دوم بر آنکه قوه قوی است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) : تیغ جانخواه تو عزرائیل را گوید به جنگ کای اخی جائی نشانی ده مرا جان دگر. سوزنی . شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب به مومیائی لطف توام نشانی داد. حافظ. ◄ توصیف کردن . (یادداشت مؤلف ). وصف . صفت . (ترجمان قرآن ) : روز شدن را نشان دهند به خورشید باز مر او را به تو دهند نشانی . رودکی . نشانی از کف زر بار او دهد به خزان چو برگ ریز شود بر زمین شجر ز هوا. سوزنی . ◄ نشان دادن : چنین شهریار و چنین شاهزاده که دید و که داده ست هرگز نشانی . فرخی . نه چون او ملک خلق دیده به گیتی نه چون او سخی خلق داده نشانی . فرخی .