نشستن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نِ شَ تَ) [ په. ] (مص ل.) در جایی قرار گرفتن، ضد ایستادن.مترادفها و واژههای مرتبطجلوس، قعوداقامت کردن، سکناگزیدن، مقیمشدن، منزل کردنواژه قبلی: نشست کردنواژه بعدی: نشف