نشست کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) (مص ل.) ۱- بر تخت نشستن، جلوس کردن. ۲- اقامت کردن. ۳- فرو نشستن دیوار و مانند آن.واژه قبلی: نشستواژه بعدی: نشستن