نشستن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جلوس کردن، لم دادن، جا گرم کردن زانو زدن، چمباتمه زدن خوابیدن، دراز کشیدن، افقی بودن ازپا درآمدن مستقر شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
جلوس کردن، لم دادن، جا گرم کردن زانو زدن، چمباتمه زدن خوابیدن، دراز کشیدن، افقی بودن ازپا درآمدن مستقر شدن