نصف کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دونصف کردن، دونیم کردن، به طورمساوی تقسیم کردن، بخش کردن، شقه کردن، ازوسط نصف کردن، تقسیم کردن، سهم بهاندازه دادن، برابر برداشتن بریدن جدا شدن، منشعب شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
دونصف کردن، دونیم کردن، به طورمساوی تقسیم کردن، بخش کردن، شقه کردن، ازوسط نصف کردن، تقسیم کردن، سهم بهاندازه دادن، برابر برداشتن بریدن جدا شدن، منشعب شدن