نشست/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نِ شَ) (مص م.) ۱- نشستن. ۲- (اِ.) جلسه، گردهمائی. ۳- کنایه از: اسب.مترادفها و واژههای مرتبطاجلاس، انجمن، جلسه، جلوس، گردهمایی، مجلس، مجمعفرونشینیواژه قبلی: نشریهواژه بعدی: نشست کردن