نشفة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشفة. [ ن َ ش َف َ ] (ع اِ) سنگ سیاه سوخته . سنگ پای خار. نُشفَة. نَشفَة. نِشفَة. (منتهی الارب ). رجوع به نَشفَة شود.
نشفة. [ ن َ ش ِ ف َ ] (ع ص ) ارض نشفة؛ زمین آب به خود درکشنده . (منتهی الارب ). زمینی که بخود آب درکشد. (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد).
نشفة. [ ن ُ ف َ ] (ع اِ) کفک شیر وقت دوشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کف شیر هنگام دوشیدن . (ناظم الاطباء).کفی که هنگام دوشیدن بر سر شیر پدید آید. (از المنجد) (از اقرب الموارد). نُشافَة. (از اقرب الموارد). ◄ سنگ سیاه سوخته . سنگ پای خار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نَشفَة. نِشفَة. نَشَفَة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به نَشفَة شود. ◄ نِشفَة. چیزی اندک که در آوند باقی باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (المنجد) (از اقرب الموارد). ◄ آنچه از دیگ به کفلیز برآرند و گرم گرم بخورند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنچه از دیگ با کفگیر برآرند و گرم گرم بخورند. (ناظم الاطباء) (از المنجد) (از اقرب الموارد). نِشفَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (المنجد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).