نشوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشوع . [ ن َ ] (ع اِ) دارو که به میان دهن فروکنند. (مهذب الاسماء). آنچه در دهان و بینی ریزند. (از بحر الجواهر). سعوط. وجور. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از معجم متن اللغة). داروی در دهان افکندنی و در بینی ریختنی . (منتهی الارب ). داروئی که در دهان افکنند یا در بینی ریزند. (ناظم الاطباء). نُشوع . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج، نشوعات . هرچه در بینی یا دهان ریزند از داروها. نَشوغ . (یادداشت مؤلف ). ◄ هرچه بگرداند دم را. نُشوع . (منتهی الارب ) (آنندراج ). هر آنچه برگرداند نفس را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از معجم متن اللغة).
نشوع . [ ن ُ ] (ع مص ) دارو در کام و دهان ریختن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). وجور به گلوی کودک فروکردن . (تاج المصادر بیهقی ). تسعیط. منشع. (معجم متن اللغة). ◄ سخن آموختن کسی را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). منشع. تلقین کردن کسی به کسی .(از معجم متن اللغة). ◄ گردانیدن گریه درسینه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ نزدیک به مرگ رسیده بِه ْ شدن از بیماری . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). به مرگ مشرف شدن و نجات یافتن . (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از معجم متن اللغة). ◄ (اِ) داروی در دهان افکندنی و در بینی ریختنی .(از منتهی الارب ). وجور. (اقرب الموارد). نَشوع . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ هرچه بگرداند دم را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نَشوع . (منتهی الارب ).