نشیمن ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نشیمن ساختن . [ ن ِ م َ ت َ ] (مص مرکب )مقام کردن . مسکن گرفتن . به سکنی گرفتن : مرا یک گوش ماهی بس بود جای دهان مار چون سازم نشیمن . خاقانی . ◄ فرود آمدن .جای گرفتن . آشیان کردن : که سازد تیره ابر آنجا نشیمن . منوچهری .