نصبالعین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نصب العین . [ ن ُ بُل ْ ع َ ] (ع اِ مرکب ) رجوع به نَصب ُالعَین شود.
نصب العین . [ ن َ بُل ْ ع َ ] (ع اِ مرکب ) مدنظر. منظور خاطر. مقابل چشم . (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). نصب العین، معمولاً به فتح اول خوانده میشود ولی در اصل به ضم است و بعضی ها در صحت فتح تردید کرده اند، با این حال در این بیت خاقانی گوید : فقر کن نصب عین و پیش خسان رفع قصه مکن نه وقت جر است به قرینه ٔ «رفع» و «جر» آن را مفتوح باید خواند. (از نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز). - نصب العین قرار دادن ؛ در نظر داشتن . پیش چشم داشتن . فراموش نکردن . - نصب العین کردن ؛ پیش چشم کردن . در نظر داشتن .