نضاخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نضاخ . [ ن ِ ] (ع مص ) آب پاشیدن با هم . (آنندراج ). یکدیگر را آب زدن . (فرهنگ خطی ). مناضخة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به مناضخة شود.
نضاخ . [ ن َض ْ ضا ] (ع ص ) نضاخة. جهنده با فوران . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نضاخة شود. ◄ باران بسیار. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). غیث نضاخ ؛ باران کثیر غزیر. (اقرب الموارد). باران سخت و فراوان . (از المنجد).