نضب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نضب . [ ن َ ] (ع مص ) روان شدن و جاری گشتن آب . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از المنجد). رجوع به نضوب شود. ◄ به پایان رسیدن و منقضی شدن عمر. (از المنجد). رجوع به نضوب شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نضب . [ ن َ ] (ع مص ) روان شدن و جاری گشتن آب . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از المنجد). رجوع به نضوب شود. ◄ به پایان رسیدن و منقضی شدن عمر. (از المنجد). رجوع به نضوب شود.