نضج گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نضج گرفتن . [ ن ُ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) نضج یافتن . پخته شدن . رسیده شدن . (ناظم الاطباء). ◄ آماده شدن ماده برای دفع. نضج یافتن . (ناظم الاطباء). ◄ قوام و رونق گرفتن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نضج گرفتن . [ ن ُ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) نضج یافتن . پخته شدن . رسیده شدن . (ناظم الاطباء). ◄ آماده شدن ماده برای دفع. نضج یافتن . (ناظم الاطباء). ◄ قوام و رونق گرفتن .