نظر دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) اظهار عقیده کردن، عقیدة خود را بیان کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) اظهار عقیده کردن، عقیده خود را بیان کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظر دادن . [ ن َ ظَ دَ ] (مص مرکب ) رای خود اظهار کردن . (یادداشت مؤلف ). اظهار نظر کردن . ابراز عقیده کردن . ◄ تخفیف دادن در خراج : سلطان به سخن او التفات نکرد و فرمود که من ایشان را [ سلجوقیان را ] نظر ندهم که مرا از امثال ایشان اندیشه تواند بود. (راحةالصدور راوندی ). نظر خواست از خراج سیستان و موفق نظر بداد هزارهزار درم . (تاریخ سیستان ). رجوع به نظر شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
فکر کردن، حدس زدن، احتمال دادن، احساس کردن نظر حرفهای ابراز کردن