نظم برقرار کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
منظم کردن، سرراست کردن، به قاعده کردن، بهتر کردن تنظیم کردن، میزان کردن، کوک کردن، سازگار کردن سازمان دادن، استاندارد کردن، متمرکز کردن، همگن کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
منظم کردن، سرراست کردن، به قاعده کردن، بهتر کردن تنظیم کردن، میزان کردن، کوک کردن، سازگار کردن سازمان دادن، استاندارد کردن، متمرکز کردن، همگن کردن