نظم
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
سامان، ترتیب، آراستگی، تنظیم هماهنگی سیستم، متدولوژی، قانون، روال مشخص، ضابطه، نسق، قاعده همگنی، عادت انضباط، اطاعت سلسله مراتب، هرم، درجهبندی، درجه، قطار، آرایه، ردیف روال، منوال، مسیر عادی، تداوم و استمرار ساماندهی، آرایش، تنظیم نظام، سیستم، هیئت، رژیم، بدن، ارگانیسم، سازمان قانون، نظم و ترتیب، نسق، آرامش، عافیت، امنیت، ایمنی آسودگی، قرار، پایداری، سکوت، سکون، آرامش انتظام