نعاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعاق . [ ن ُ ] (ع مص ) نعق . نعیق . نعقان . (متن اللغة). بانگ بر گوسفند زدن . (تاج المصادر بیهقی ). بانگ کردن شبان گوسفندان خود را و زجر نمودن . (آنندراج ). بانگ زدن بر گوسفندان و زجر کردن آنها را . (از متن اللغة). ◄ بانگ کردن غراب . (آنندراج ). نعیق . (از متن اللغة).