نعل افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعل افکندن . [ ن َ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از به شتاب و تعجیل رفتن .(از برهان قاطع) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). تعجیل رفتن . (انجمن آرا). دویدن . ◄ نعل ریختن . ماندن اسب از رفتار. (غیاث اللغات ) : پیش کآن زین به پشت اسب حیات بفکند نعل صید کن حسنات . خاقانی . وقت است که مرکبان انجم هم نعل بیفکنند و هم سم . نظامی . ◄ ناامید شدن . (از آنندراج ). کنایه از درماندن و درمانده شدن . (برهان قاطع) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). کنایه از درماندگی و ملال . (از آنندراج ).