نعل بستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعل بستن . [ ن َ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) نعل کردن ستور. (ناظم الاطباء). با میخ نعل را به کف سم ستور استوار کردن . (یادداشت مؤلف ). نعل زدن . نعل کردن . نعل کوبیدن : آستینش گرفت سرهنگی که بیا نعل بر ستورم بند. سعدی . - امثال : پشه را در هوا نعل می بندد ؛ فوق العاده زیرک و کاردان است .