نفله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفله . [ ن ِ ف ِل ِ ] (اِخ ) در اساطیر یونان و روم مقصود از نفله آن ابر جادوئی است که به دستور زئوس به شکل هرا درآمده تا امیال نامشروع ایکسیون را برآورد، ایکسیون با آن صورت خیالی درآمیخت و سانتورها در نتیجه ٔ این آمیزش به وجود آمدند. نیز نفله نام چند تن از زنان قهرمان است که مشهورترین آنها نخستین همسر آتاماس و مادرفریکسوس و هله بوده است .رجوع به فرهنگ اساطیر یونان و روم ج ٢ ص ٦١٦ شود.
نفله . [ ن ِ ل ِ ] (ص ) در تداول، کنایت از آدم بی دست و پای زهواردررفته ٔ بی خاصیت .