نفل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفل . [ ن َ ] (ع اِ) عطیه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ غنیمت . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ١٠٠) (دهار). ◄ ادای آنچه واجب نیست . (از اقرب الموارد). ◄ عبادتی که واجب نبود.(منتهی الارب ). زیاده بر واجب . (از متن اللغة). عبادتی که بر بنده واجب باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). طاعت که نه فریضه بود نه سنت . (مهذب الاسماء). عبادتی که زائد بر فرایض و واجبات کنند. (از تعریفات ) (از اقرب الموارد). مندوب . مستحب . التطوع النفاق . (از تعریفات ). نافلة. رجوع به نافلة شود. ◄ سرما. (منتهی الارب ) (آنندراج ). برد. (متن اللغة). ◄ (مص ) غنیمت دادن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). ◄ عطیه دادن . ◄ سوگند خوردن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
نفل . [ ن ُ ف َ ] (اِ) آنجای از دشت و صحرا که مردمان و حیوانات در زمستان در آنجا آسایش می کنند. (ناظم الاطباء). رجوع به نغل شود.
نفل . [ ن ُ ف َ ] (ع اِ) سه شب از ماه که پس از غرر آید ؛ یعنی شب چهارم و پنجم و ششم . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). سه شب بعد از غرر در ماه . (از اقرب الموارد).