نفوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفوز. [ ن َ ] (ع ص ) ظبی نفوز؛ آهوی برجهنده . (ناظم الاطباء). بدین معنی در مآخذ به دسترس ما ینفوز - بر وزن یعقوب - آمده است . رجوع به ینفوز شود.
نفوز. [ ن ُ ] (ع مص ) نفز. نفزان . (اقرب الموارد). رجوع به نَفَز شود.