نفوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفوس . [ ن َ ] (ع ص ) نافس . عائن . (از متن اللغة). شورچشم .
نفوس . [ ن ُ ] (ع اِ) ج ِ نَفس . رجوع به نَفس شود. - نفوس ثلاثه ؛ نفس اماره و لوامه و مطمئنه، یا کنایه از ارواح ثلاثه که روح حیوانی و نباتی و جمادی است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به ترکیبات نَفس شود. - نفوس قدسیه ؛ ذاتهای پاک و ارواح اخیار. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). رجوع به نَفس شود. ◄ نزد ارباب صنعت، کباریت و زرانیخ . (یادداشت مؤلف ). ◄ (مص ) نفاسة. نفاس . نفس . نفیس . مرغوب فیه بودن . (از المنجد). رجوع به نَفَس و نفاسة شود.