نفیر آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفیر آوردن . [ ن َ وَ دَ ] (مص مرکب ) هجوم آوردن و ناگاه بر سر چیزی فرودآمدن . (از آنندراج ) : امیر نصر به نفس خویش به سیستان شد و از غور نفیر آوردند و مشایخ سیستان آنجا شدند و سلطان محمود به نفس خویش آنجا شد و... حربی صعب کردند. (تاریخ سیستان ). گر آن فتنه آرد به این سو نفیر شود ملک تاراج و مردم اسیر. هاتفی (از آنندراج ).