نقش باختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش باختن . [ ن َ ت َ ] (مص مرکب ) نقش انگیختن . صورت سازی کردن . طرح تازه ریختن . تدبیر کردن . حیله کردن : حالی خیال وصلت خوش می دهد فریبم تا خود چه نقش بازد آن صورت خیالی . حافظ (از آنندراج ). ◄ قمار باختن .