نقش انگیختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش انگیختن . [ ن َ اَ ت َ ] (مص مرکب ) رل بازی کردن . (یادداشت مؤلف ). ◄ صورت سازی کردن . تصویر کردن : هر نفس عشق دوصد نقش بدیع انگیزد تا نگردد به خود آن آینه سیما مشغول . صائب (از آنندراج ). رجوع به نقش برانگیختن شود.