نقش برزدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش برزدن . [ ن َ ب َ زَ دَ ] (مص مرکب ) حک کردن . ضرب کردن : چنین نقش بندد که چون شاه روم به ملک جهان نقش برزد به موم . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش برزدن . [ ن َ ب َ زَ دَ ] (مص مرکب ) حک کردن . ضرب کردن : چنین نقش بندد که چون شاه روم به ملک جهان نقش برزد به موم . نظامی .