نقش ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش ساختن . [ ن َ ت َ ] (مص مرکب ) تصویر کردن : نتوان در خط دهر خط وفا یافتن نتوان بر نقش آب نقش قلم ساختن . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش ساختن . [ ن َ ت َ ] (مص مرکب ) تصویر کردن : نتوان در خط دهر خط وفا یافتن نتوان بر نقش آب نقش قلم ساختن . خاقانی .