نقش نگاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش نگاشتن . [ ن َ ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) نقاشی کردن . تصویر کردن : فریاد ز دست نقش، فریاد زآن دست که نقش می نگارد. سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش نگاشتن . [ ن َ ن ِ ت َ ] (مص مرکب ) نقاشی کردن . تصویر کردن : فریاد ز دست نقش، فریاد زآن دست که نقش می نگارد. سعدی .