نقش نگریستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش نگریستن . [ ن َ ن ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) نقش خواندن . در قمار مراقب بازی حریف بودن . حریف قمار شدن : نقش فلک چو می نگری پاکباز شو زیرا که مهره دزد حریفی است بس دغا. سراج الدین قمری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش نگریستن . [ ن َ ن ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) نقش خواندن . در قمار مراقب بازی حریف بودن . حریف قمار شدن : نقش فلک چو می نگری پاکباز شو زیرا که مهره دزد حریفی است بس دغا. سراج الدین قمری .