نقش کند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش کند. [ ن َ ک َ ] (ن مف مرکب ) حکاکی شده . منبت کاری شده . که بر آن نقش و نگار کنده باشند : پیش چوب و پیش سنگ نقش کند ای بسا گولان که سرها می نهند. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقش کند. [ ن َ ک َ ] (ن مف مرکب ) حکاکی شده . منبت کاری شده . که بر آن نقش و نگار کنده باشند : پیش چوب و پیش سنگ نقش کند ای بسا گولان که سرها می نهند. مولوی .